با ما همراه باشید

سلبریتی

بیوگرافی ستاره اسکندری + عکس های ستاره اسکندری و همسرش و کشف حجاب او

بیوگرافی ستاره اسکندری + عکس های ستاره اسکندری و همسرش و کشف حجاب او


ستاره اسکندری

 

ستاره اسکندری بازیگر زن ایرانی است که اخیرا به دلیل کشف حجاب و فیلم بدون حجابی که از او در ترکیه منتشر شده است بسیار نجنالی شده است. در این بخش بیوگرافی کامل ستاره اسکندری و عکس های او و همسرش را مشاهده می کنید.

بیوگرافی ستاره اسکندری

ستاره اسکندری بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون متولد 25 خرداد سال 1353 در تربت حیدریه است.

او برنده چایزه بهترین بازیگر زن در جشنواره تئاتر فجر در سال 1379 به دلیل بازی در نمایش سعادت لرزان مردمان تیره روز می باشد.

او دانشجوی رشته تئاتر بود و به دلیل بازی در تئاتر مجبور شد ترک تحصیل کند.

 

ستاره اسکندری

 

خانواده وی

خواهر او لاله اسکندری است او هم بازیگر است.

لاله اسکندری متولد سال 1354 است. او مدرک طراحی گرافیک دارد. او با فیلم متولد ماه مهر به کارگردانی احمدرضا درویش در سال 1378 وارد حرفه بازیگری شد.

خواهر دیگر او سارا اسکندری نام دارد که چهره پرداز است. او یک برادرزاده به نام عبدالحسین اسکندری دارد که گوینده و مجری رادیو و تلویزیون است و برادش سیامک هم عکاس است.

 

ستاره اسکندری

 

نخستین ایفای نقش

او در سال 1375 با فیلم حریف دل به کارگردانی عبدالرضا گنجی وارد دنیای بازیگری شد.  حریف دل فیلمی به کارگردانی و نویسندگی رضا گنجی ساختهٔ سال ۱۳۷۵ است. در این فیلم در کنار جمشید مشایخی و فاطمه گودرزی ایفای نقش کرد.

نخستین سریالی که ستاره اسکندری در آن ایفای نقش کرد ماجراهای خانه شماره 13 بود.

ماجراهای خانهٔ شماره ۱۳ نام یک مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی «اسماعیل میهن‌دوست» است که در سال ۱۳۷۵ تولید و از شبکه ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید.

 

ستاره اسکندری

 

شهرت

ستاره اسکندری به دلیل حضور در سریال نرگس به شهرت رسید. پس از فوت پوپک گلدره، ستاره اسکندری نقش نرگس را ادامه داد.

 

ازدواج و همسرش

ستاره اسکندری متاهل است و ازدواج کرده است. تا به حال هیچ عکس و یا اطلاعاتی در مورد همسرش منتشر نشده است.

 

ستاره اسکندری

 

فیلم کشف حجاب

در تاریخ 31 خرداد سال 1398 فیلمی از ستاره اسکندی منتشر شد که در کشور ترکیه بدون حجاب است. در این فیلم کشف حجاب، کسی که فیلم می گیرد در خطاب به او چند بار می گوید سلبریتی خائن که باعث می شود ستاره اسکندری واکنش دهد و دوربین را بگیرد.

کاربران به این کشف حجاب واکنش منفی نشان دادند و اعتقاد دارند کسی که در مصاحبه با پوشش حجاب موافق است، حق نداد بدون حجاب باشد.

 

شبکه اجتماعی

آدرس اینستاگرام ستاره اسکندری instagram/Setareheskandari می باشد و نزدیک به 450 هزار دنبال کننده دارد.

 

ستاره اسکندری

 

فیلم سینمایی

کمیکال (فیلم نیمه بلند) (اشکان مستی، ۱۳۹۷) دریاچه ماهی (مریم دوستی، ۱۳۹۵) خانه کاغذی (مهدی صباغ زاده، ۱۳۹۵) نیمه شب اتفاق افتاد (۱۳۹۴) نزدیکتر (۱۳۹۳) فردا (۱۳۹۲) ناخواسته (۱۳۹۲) هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند (۱۳۹۱، حضور افتخاری) شیر تو شیر (۱۳۹۰) آقا یوسف (۱۳۸۹) ایستگاه آخر (اپیزود ملاقات) (۱۳۸۹) چسب زخم (اپیزود ملاقات) (۱۳۸۹) قبرستان غیرانتفاعی (۱۳۸۹) قصه پریا (۱۳۸۹) ملاقات (۱۳۸۹) شبانه‌روز (۱۳۸۷) شبانه (۱۳۸۴) مواجهه (۱۳۸۳) تارزن و تارزان (۱۳۸۰) مسافر ری (۱۳۷۹) حریف دل (۱۳۷۵)

سریال تلویزیونی

۱۳۷۴ ماه مهربان (بهروز بقایی) ۱۳۷۵ لیلا (مسعود فروتن) ۱۳۷۵ زندگی تازه (مسعود فروتن) ۱۳۷۵ ماجراهای خانه شماره ۱۳ (اسماعیل میهن دوست) ۱۳۷۷ ماجراهای خانه قدیمی (اسماعیل میهن دوست) ۱۳۷۸ ایستگاه (منوچهر عسگری نسب) ۱۳۷۸ زن گرفتن خیلی سخته (پویان طایفه) ۱۳۷۸ داستان یک شهر (اصغر فرهادی)(بازیگر مهمان) ۱۳۷۸ ماجراهای تقی جان (حسن پورشیرازی)(مرضیه محبوب) ۱۳۷۹ وکیل محله (اسماعیل میهن دوست) ۱۳۷۹ با من بمان[۲](حمید لبخنده) ۱۳۸۱ حامی (بهمن زرین پور) ۱۳۸۱ روزهای بیاد ماندنی (همایون شهنواز)(تورج منصوری) ۱۳۸۲ بیگانه ای در میان ما (احمد امینی) ۱۳۸۳ عشق گمشده (حسین سهیلی زاده) ۱۳۸۴ بوی گلهای وحشی (حسینعلی لیالستانی) ۱۳۸۵ نرگس (سیروس مقدم) ۱۳۸۵ تا صبح (مجید جوانمرد)(محمدعلی باشه آهنگر) ۱۳۸۶ مرگ تدریجی یک رؤیا (فریدون جیرانی) ۱۳۸۸ فاکتور هشت (رضا کریمی) ۱۳۹۰ شوق پرواز (یدالله صمدی) ۱۳۹۱ حیرانی (کیوان علیمحمدی)(امید بنکدار) ۱۳۹۱ هفت سین (یدالله صمدی) ۱۳۹۲ همه بچه‌های ما (تاجبخش فنائیان) ۱۳۹۴ زعفرانی(حامد محمدی) ۱۳۹۶ گمشدگان (رضا کریمی) ۱۳۹۸ گیله وا (اردلان عاشوری)

شبکه نمایش خانگی

دندون طلا (داود میرباقری، ۱۳۹۴) رقص روی شیشه (مهدی گلستانه، ۱۳۹۷)

تئاتر

رومئو ژولیت (علی رفیعی، ۱۳۷۹) دندون طلا (داوود میرباقری) سعادت لرزان مردمان تیره‌روز (محسن علیخانی) شب هزار و یکم (بهرام بیضایی) هم هوایی (افسانه ماهیان)

جوایز و افتخارات

جایزه بهترین بازیگر زن از نوزدهمین جشنواره تئاتر فجر برای بازی در نمایش «سعادت لرزان مردمان تیره‌روز» (۱۳۷۹) جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره ردلاین کانادا برای فیلم نیمه بلند کمیکال (۱۳۹۸)

 

ستاره اسکندری

 

گفتگو با ستاره اسکندری

لاله اسکندری می گوید:خواهرم، ستاره مانع حضورم در بازیگری نبود اما مشوق هم نبود. مادرم هم معتقد بود ورود به بازیگری باعث می شود زندگی انسان از روال طبیعی خود خارج شود.ستاره هم از شیطنت های کودکی اش می گوید، این که تا مدت ها از دختر بودن راضی نبوده و دوست داشته پسر باشد اما امروز به زن بودن خود افتخار می کند. لاله هم روزهای حضور در تئاتر شهر به عنوان گریمور تا روزگار متاهل بودن را برایمان روایت می کند.

برای شروع از داستان بازیگر شدن ستاره و لاله برای مان بگویید.

مادر:عموی بچه ها (حسین اسکندری) از مجری های خوب تلویزیون بودند و به همین دلیل بچه ها به سمت نمایش و بازیگری گرایش داشتند. در دوران کودکی علاوه بر نمایش های کودکانه ای که کار می کردند در یکی- دو کار تلویزیونی هم همراه با عموی خود بودند و این فضا را تجربه کردند. ستاره اولین نفری بود که بین بچه ها وارد کار بازیگری شد اما سارا و لاله کارشان را با گریم آغاز کردند.

 

ستاره جان چی شد که وارد دنیای بازیگری شدید؟

ستاره:به خاطر حضور عمو حسین در تلویزیون زیاد با این فضا غریبه نبودیم و همراه با لاله در فیلم های کوتاهی که عمو حسین پیشنهاد می دادند حضور داشتیم. فکر می کنم سال اول راهنمایی بودم که برای اولین بار جلوی دوربین یک فیلم کوتاه به کارگردانی آقای حمید تمجیدی قرار گرفتم و با مرحوم جمشید اسماعیل خانی و خانم کابلی همکاری داشتیم. اما بعد از این فیلم کوتاه، نوار حضورم در بازیگری قطع شد. تا این که وقتی 18-19 ساله بودم همراه با برادرم (سیامک( که در دانشکده هنرهای زیبا تحصیل می کرد به این دانشکده رفتم و آنجا بود که با دپارتمان تئاتر آشنا شدم و به نوعی دوباره به تئاتر بازگشتم.

لاله را هم شما به سمت بازیگری آوردید؟

ستاره:نه، من نقشی در بازیگر شدن لاله نداشتم.

لاله:اتفاقا ایشان مخالف بازیگر شدن من بود.

ستاره:لاله کارش را با گریم آغاز کرد و وقتی کار تصویر به لاله پیشنهاد شد، به او پیشنهاد دادم که از زاویه تئاتر وارد بازیگری شود. در آن زمان حس می کردم که راه درست این است که لاله از طریق تئاتر وارد بازیگری شود.

 

و لاله جان چی شد که شما کارتان را با گریم آغاز کردید؟

لاله:ورود من به گریم به خاطر حضور سارا در این حوزه بود. تحصیلات دانشگاهی ام گرافیک بود و همزمان با تحصیل در این رشته نقاشی را هم پیگیری می کردم. دانشجو بودم و دوست داشتم مشغول کار باشم تا این که سال 75 که تئاتر شهر به دنبال جذب نیروی جدید بود، از طرف سارا معرفی شدم و حدود دو سال و نیم همراه با سارا در تئاتر شهر مشغول کار گریم بودم. در همان سال هایی که گریم کار می کردم، پیشنهاد کار تصویر داشتم اما ستاره زیاد موافق این موضوع نبود و معتقد بود باید بازیگری را از تئاتر شروع کنم. البته من زیاد به این نظر اعتقاد نداشته و الان هم ندارم چون فکر می کنم جنس بازی تئاتر و تصویر تفاوت زیادی دارد و الزاما بازیگری که در حوزه تصویر فعالیت دارد نیازی نیست کارش را از تئاتر آغاز نماید.

ستاره مخالفت می کرد یا ممانعت؟

لاله:نه واقعا ستاره مانع حضورم در بازیگری نبود اما مشوق هم نبود. کسی که در مورد حضورم در عرصه بازیگری خیلی تشویقم کرد پدرم بود. مادرم هم معتقد بود ورود به بازیگری باعث می شود زندگی انسان از روال طبیعی خود خارج شود و به همین دلیل هم موافقت چندانی با حضورم در بازیگری نداشت. در هر صورت من در شروع راه با کارگردان های خوبی کارم را آغاز کردم و همین موضوع باعث تجارب شیرینی از بازیگری در ذهنم نقش ببندد. شاید اگر همان اول با چند کار ناموفق وارد بازیگری می شدم بعد از یکی- دو سال دیگر این حرفه را ادامه نمی دادم. البته حضورم در بازیگری باعث قطع ارتباطم با دنیای هنرهای تجسمی نشد و در طول این سال ها هنرهای تجسمی را به موازات بازیگری پیگیری کرده ام.

 

ستاره اسکندری

سارا جان شما چرا بازیگری را انتخاب نکردید؟

سارا:به نظرم هر کسی باید در مسیر استعدادهای خودش حرکت کند. از 13-14 سالگی به گریم علاقه داشتم و از همان سن و سال با اکثر اساتید گریم آشنا بودم و با علاقه کارهایشان را دنبال می کردم. عمو حسین هم با علم به علاقه ام به گریم من را به کلاس گریم استاد عبدا… اسکندری معرفی کردند اما پدرم در آن زمان با حضورم در این کلاس ها مخالفت کردند. تا این که سال 72 در کلاس های استاد جلال معیریان شرکت کردم.

و هیچ وقت هم به بازیگر شدن فکر نکردید؟

سارا:اگر بگویم نه، دروغ گفته ام. در مقطعی حس می کردم چیزی در درونم وجود دارد که باید آن را با دیگران به اشتراک بگذارم و شاید بازیگری بهترین راه برای تخلیه این هیجان ها بود. زمانی که مشغول گریم بودم دوستان تئاتری ام به من پیشنهاد دادند که وارد بازیگری شوم اما چون این توانایی را در خودم نمی دیدم ترجیح دادم وارد بازیگری نشوم.

برگردیم به دوران کودکی بچه ها. از ویژگی های سارا، ستاره و لاله برایمان بگویید.

مادر:ستاره معمولا کارگردان خوبی بود، سارا مجری خوبی بود و برنامه های ستاره را به خوبی اجرا می کرد (خنده). لاله اما دختر آرامی بود و زیاد اهل شیطنت نبود. از همان دوران کودکی با توجه به استعدادی که در ستاره وجود داشت می شد حدس زد یک روز بازیگر خوبی می شود. البته در خانواده پدر بچه ها ژن بازیگری وجود دارد و پدرشان هم بازیگر خوبی است (خنده).

لاله:پدر بزرگ ما در تعزیه ها بازی می کرد و نقش شمر را برعهده داشت و از این طریق هم با بازیگری بیگانه نبودیم.

 

کدام یک از بچه ها بیشتر شیطنت می کرد؟

مادر:شیطنت های خانه در اکثر مواقع با سرپرستی ستاره خانوم انجام می شد (خنده).

لاله:من و سیامک بچه های مظلوم خانه بودیم.

خاطره ای از شیطنت های ستاره دارید که برایمان بگویید؟

مادر:ستاره در مجموع بچه شیطانی بود. مثلا سال سوم دبستان به جای والدین هم کلاسی هایش، رضایتنامه می نوشت و امضاء می کرد.

ستاره:از دوم دبستان خط نستعیلق را فرا گرفتم و می توانستم به چند مدل متفاوت بنویسم. از همان سال ها بود که از قول مادر، پدر بچه های رضایت نامه می نوشتم (خنده).

لاله:البته سر من هم کم بلا و مصیبت نیاورده ای (خنده).

 

ستاره اسکندری

دلیل این همه شیطنت چه بود؟

ستاره:راستش من با این که دختر هستم خیلی مشکل داشتم و تا مدت ها دوست داشتم پسر باشم. به همین دلیل هم سال ها در کوچه و خیابان فوتبال بازی می کردم و کارهای پسرانه انجام می دادم.

چه چیز پسر بودن برایتان جذاب بود؟

ستاره:همینقدر که حس می کردم پسرها احساس رهایی و آزادی بیشتری دارند برایم جذابیت داشت. به فضای این روز جامعه نگاه نکنید که حقوق خانم ها و آقایان به صورت یکسان و برابر رعایت می شود، زمان ما واقعا بین پسر و دختر و آزادی هایشان تفاوت زیادی قائل می شدند و من به رها شدن از چهارچوب خانه میل داشتم.

الان هم این حس را دارید؟

ستاره:الان در شرایطی هستم که نه تنها میلی به مرد بودن ندارم بلکه از زن بودنم خوشحالم. چون در عین حالی که تمام خصوصیات و ویژگی های زنانه را دارم استقلال مردانه را هم حس می کنم. اما در دوران کودکی شاید نوعی بیش فعالیداشتم…

شما تا چند سال در تربت حیدریه زندگی می کردید و بعدا به تهران آمدید. زندگی در فضای بسته تهران روی این شیطنت ها تاثیرگذار نبود؟

ستاره:من چهارساله بودم که از تربت حیدریه به تهران آمدیم. در کاشمر در فضاهای غیرآپارتمانی انرژی خودمان را تخلیه می کردیم اما در تهران و آپارتمان های تنگ و کوچکش احساس محدودیت می کردیم و از راه های مختلف به فکر تخلیه انرژی خودمان بودیم.

در فضای بیرون و تعاملات اجتماعی که دارید از اسم بچه ها استفاده می کنید؟

مادر:معمولا خودم به کسی نمی گویم که مادر ستاره و لاله هستم چون معتقدم هر کسی هویت خودش را دارد و من هویتم را وامدار بچه ها نمی دانم. به همین دلیل تا ضرورتی وجود نداشته باشد نمی گویم مادر لاله و ستاره هستم. البته همه بچه ها باعث افتخارم هستند اما هیچ وقت خودم را با اسم آنها مطرح نمی کنم.

ستاره جان شما زودتر مشهور شدید، درسته؟

ستاره:بله. من وقتی تئاتر را شروع کردم، بازیگری برایم از حواشی که دارد مهم تر بود. البته هر آدمی که وارد بازیگری می شود درگیر مساله شهرت و دیده شدن است و شکی نیست که دوست دارند دیده شوند. من هم یکی از این آدم ها بودم که اتفاقا دیده شدن از کودکی به عنوان یکی از نیازهایم مطرح بوده! اولین باری که در کوچه و خیابان مزه شهرت را چشیدم، زمانی بود که در سریال «خانه شماره 13» بازی کردم. واقعا تصور نمی کردم این سریال تا این حد دیده شود و اتفاقی برایش بیفتد. یک بار میوه خریده بودم و از میدان انقلاب به سمت خانه در حرکت بودم که یک خانمی مرا دید و گفت:الهی بمیرم! تو همانقدر که در تلویزیون کار می کنی، بیرون هم کار می کنی!؟ (خنده).

 آن زمان چند ساله بودید؟

ستاره:21 ساله بودم.

و شهرت روی ارتباط تان با دوستان و اطرافیان تاثیری نداشت؟

ستاره:واقعا نه! من هنوز با دوستان دوران دانشگاه که خیلی از آنها امروز انسان های بزرگی هم هستند رابطه خوبی دارم. بدون تواضع عرض می کنم که شهرت نه تنها هیچ فاصله ای بین من و اطرافیانم ایجاد نکرد، بلکه اتفاقا نگاهم را بازتر کرده! شهرت به معنای عامش در سریال «نرگس» برای من اتفاق افتاد اما خوشبختانه آن زمان 31 ساله بودم و می دانستم این مسائل زودگذر است.

 

 لاله جان مشهور شدن ستاره چقدر در تصمیم شما برای ورود به بازیگری تاثیر داشت؟

لاله:راستش هیچ وقت به خاطر شهرت وارد بازیگری نشدم. من آدم درون گرایی بودم و به این دلیل به سمت بازیگری آمدم که حس هایی که در درونم وجود دارد را به نوعی تخلیه کنم و موقعیت های مختلف را تجربه کنم.

شهرت را دوست دارید؟

لاله:شهرت هم مزایایی دارد و هم معایبی! سختی شهرت این است که فضای شخصی شما محدود می شود و باید خیلی مراقب رفتارهای شخصی و اجتماعی خود باشید اما از طرف دیگر نمی توان منکر این شد که شهرت ویژگی های خاص خودش را دارد. مثلا من سال ها در حوزه هنرهای تجسمی فعالیت داشتم اما زمانی کارم دیده شد که به عنوان بازیگر مطرح بودم. شاید اگر من لاله اسکندری نبودم کارهایی که برای شهرداری تهران انجام دادم به چشم نمی آمد. در هر صورت وقتی شما یک شغلی را انتخاب می کنید با همه تبعات مثبت و منفی آن را بپذیرید. شهرت هم یکی از تبعات بازیگری است و باید با آن کنار آمد.

 

ازدواج چقدر روی فعالیت های هنری شما تاثیر داشته؟

لاله:زمانی که می خواستم ازدواج کنم تنها شرایطی که از طرف ما مطرح شد این بود که باید مرا آن چیزی که هستم بپذیرید. اصولا من این نگاه را دوست ندارم که در یک رابطه مشترک، کسی برای طرف مقابل برنامه ریزی کند. خوشختانه هم همسرم و هم خانواده ایشان خیلی با من همراهی می کنند و مرا همانطور که هستم پذیرفته اند. در طول 3 سالی که از ازدواجم می گذرد با صبوری بسیار خوبی از سوی همسرم (ساسان) همراهی شده ام.

ستاره:که این صبوری واقعا قابل تقدیر است.

لاله:من سه هفته بعد از ازدواجم رفتم جلوی دوربین، سه ماه بعد از ازدواج به آبادان رفتم و بیش از یک ماه آنجا کار می کردم اما ساسان همیشه همراهم بوده و حمایتم کرده است.

 

اهل آشپزی هم هستید؟

لاله:بله اما اینطور نیست که همیشه پای گاز باشم.

ستاره:ولی آشپزی همسر لاله بهتر است(خنده).

 

بیوگرافی رویا نونهالی بیوگرافی برزو ارجمند

 

امیدواریم از خواند بیوگرافی ستاره اسکندری لذت برده باشید.

 

تعداد رای: 1 و امتیازات: 5



منبع خبر

تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سلبریتی

متن عاشقانه بلند احساسی برای عشق و همسر + جملات و دلنوشته طولانی

متن عاشقانه بلند


متن عاشقانه بلند

در این مطلب سری جدید از انواع متن عاشقانه بلند احساسی را گردآوری کرده ایم که می توانید برای عشق و همسر خود بفرستید و امیدواریم که از خواندن این متن های زیبا لذتببرید.

متن عاشقانه بلند جزو انواع متن هایپرمخاطب است که شما می توانید این متن های جالب و خواندنی را درشبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام و تلگرام به اشتراک بگذارید و یا برای مخاطب خاص خود بفرستید و احساس خود را به طرف مقابل ابراز نمایید.

این متن های عاشقانه بلند در انواع مضامین احساسی و مگین نگارش شده اند و اگر به خواندن جملات ناب علاقه دارید می توانید از این جملات نهایت لذت را ببرید.

 

متن عاشقانه بسیار زیبا و بلند + جملات و دلنوشته طولانی

حضور تو قلبم در میان گرمای حضورت پر از حرارت می شود

و نفسم در  آتشکده ی احساست به شماره می افتد

حرف های پر از مهرت هدیه ایست پر از ارامش

تا مرا توانی دهد در میان این همه شور

تا با تو بودن را تاب آورم

شروع شورش شور و شادیم دوستت دارم

لحظه ها در میان شور حضورت

بی درنگ از پی هم می گذرند

و خط پایان

نزدیک و نزدیک تر میشود

فرصت ها اندکند و مهر تو بسیار

در چنین ظرف اندکی سیراب نمی شود عطش تشنگیم

و سخت است

از دریای تو نوشیدن و بی تاب نگشتن

و چشم فرو بستن از این همه آرامش

اما تقدیر مان چنین مقدر است و لحظه ی وداع آمده

تنها امید وصل توست که مرا تسکین می دهد

با خیالم لطافت واژه واژه هایت را لمس کردم

و میان مهر نگاهت شناور گشتم

نوای خوش و عطر آلود کلامت

دلیل شکفتن و اوج گرفتن پروازم شد،

به سوی آسمانی ترین لحظه های خوشبختی

حضورت در کنارم نهایت آرزویم

و بهانه ی برپایی شوری وصف ناشدنی

وقتی من و تو خوشبختی ما بودن را فریاد می زنیم

متن عاشقانه بلند

متن بلند عاشقانه و دلنوشته طولانی

روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی

با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی

همچو یک رود که آرام میگذرد، عشق ما نیز آرام میگذرد

و تویی سرچشمه زلال این دل ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،

ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست

ای جان من ،

مهربانی و محبتهایت،

وفاداری و عشق این روزهایت،

امیدی است برای خوشبختی فردایت

میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند،

مثل یک گل به پاکی چشمهایت،

به وسعت دنیای بی همتایت

هوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی،

امواجی از یاد تو را میخواهم

در دریای خاطره های به یادماندنی

همنفسمی،

ای که با تو یک نفس عاشقم

همزبانمی،

ای که با تو یک صدا برایت احساسات عاشقانه ام را میگویم

حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت،

که در این سکوت میتوان یک دنیا عشق را خواند

چه با شوق میخوانم چشمانت را

و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم را

گفتی دستهایم گرم است،

گفتم عزیزم این چشمهای تو است که مرا به آتش کشیده است

همه ی دنیا فریاد عشق ما را شنیده است،

هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است،

چقدر قلبت زیباست…

چه بی انتهاست قصر عشق تو و من

چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم ،

در کنار تو ، تویی که برایم از همه چیز بالاتری

و از همه کس عزیزتر

متن عاشقانه بلند

جملات بلند احساسی

وقتی تو باشی ؛ زندگی برایم زیباست ؛ عاشقی برایم با معناست !

وقتی تو باشی ؛ قلبم بی آرزوست ، ای تنها آرزوی من در لحظه های تنهایی !

وقتی تو عزیز دلم باشی ؛ همدمم باشی ؛ سر پناهم باشی ؛ طلوع آفتاب برایم آغاز یک روز پر خاطره دیگر با تو است !

تو هستی ، برای من هستی ، تا آخرش همه هستی ام هستی !!!

حالا من هستم و یک عشق پاک در قلبم !

وقتی تو باشی ؛ عشق در وجودم همیشه زنده است ، میتپد قلبم تنها برای تو و می گذرد لحظه ها به یاد تو و می ماند برای همیشه یک عشق جاودانه در قلب هایمان !

وقتی تو گل من باشی ؛ باغچه خشک قلبم بهاری می شود ، این دل از عطر و بوی تو پر از محبت و صفا می شود !

وقتی تو عشق من باشی ؛ این چشمها برای دیدن تو بی قرار و بی تاب می شود ، حضور تو در کنارم تنها آرزو می شود !

وقتی تو همدمم باشی ؛ دیگر تنهایی با من بیگانه می شود ، غم و غصه های دنیا در قلبم فراری می شوند !

تو باشی ؛ عزیز دلم باشی ؛ عشقم باشی ؛ دنیا برایمان بهشت همیشگی می شود !

وقتی تو باشی ؛ وقتی تو همه زندگیم باشی ، این دل فدای قلب مهربانت می شود ، چشمهایم همیشه منتظر دیدن چهره ماهت می شود !

وقتی تو باشی ؛ من نیز هستم ، زیرا تو درون قلبم هستی !

پس با من باش ای عشق جاودانه ام ؛ بیا تا با هم بخوانیم ترانه عاشقانه ام را که برای تو سروده ام !

ای تو که بی تو بودن برایم خواب همیشگی است !

دلنوشته های عاشقانه و رمانتیک برای همسر

من از میانِ تمامِ کتاب ها

آن ‌که شبیهِ تو بود برگزیدم

و از دلِ تمام صفحات

آن که عطرِ دست‌ های تو را داشت انتخاب ‌کردم

و از تمام صفحه ها

برگی ‌که به لطافت نگاهِ تو بود دیدم

و از این برگ

خطی‌ که طعم تو را داشت خواندم

اینک دوستت دارم …

دوستت دارم

و دوستت دارم را مُدام تکرار‌ می‌ کنم

که در تو خلاصه می شود

ای عصاره ی‌ تمامِ شعرهای ناگفته

تو نیز لب به این تکرارِ رویا گونه بُگشا

تا خدا به گلهای رازقیِ باغچه اش بگوید

از تو یاد بگیرند عطر افشانی را

متن عاشقانه بلند

متن بلند عاشقانه برای مخاطب خاص

کمی بمان!کمی به من نگاه کن!نگاهت تنها دلیل آرامشم است!در چشمانم نگاه کندراین چشمان اشک آلودکه همیشه درپی رفتن توچشم انتظار به آمدنت بودحال که دوباره آمدی ؛چرا این چنین مرا از خود می رانی ؟چرا چشمانت را از من نگاه می داری؟دیگر تاب و توان سکوت ندارمحس فریاد در من به اوج رسیده استفریاد دوستت دارمِ صدایم را گوش کندرحالی که حرفی نمی زنمبه چشمانم نگاه کنحرفهایم را از نگاهم بخوانآیا چیزی هست که در آن ببینی؟آیا پاسخ دردهایم را در آن می یابی؟آری این نهایت حرفهای من استکه در چشمانم جمع شده استاین کلماتی استکه زبانم یارای ادا کردن آن را نداشت و ندارداین سیل اشک های من نیستکه از چشمانم روان شده است،این تمام حرف های من استکه روزی به تو گفته بودمچه شد ؟مگر حرف هایم چه بود ؟چرا دوباره چشمانت را از من گرفتی؟مگر نگاهم تلخی رفتنت را با مرگ آرزوهام به تصویر نکشید؟مگر این نگاه خسته؛خسته از فریادهای بی فرجام ؛از روز های بی تو بودنو از بی دلیل بودن رفتنتو از نامهربانیت سخن نگفت؟مگر تصویر زیبای صورت خودت رادر آخرین باری که درچشمانم نگاه کردیو در آن به یادگار مانده است را ندیدی؟چه بود که صورتت از شرم گلگون شد؟چه بود که اشک از چشمانت جاری؟شاید اکنون صدایم را در عین خاموشی زبانم می شنویشاید …کمی بمان!کمی به من نگاه کن!نگاهت تنها دلیل آرامشم است!مرا با نگاهت مهمان کن

جمله های عاشقانه بلند و زیبا

از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ،اشک از چشمانم ریختو از چشمان خیسم فهمیدیکه عاشقت هستمحس کن آنچه در دلم میگذرد ،دلم مثل دل های دیگر نیستکه دلی را بشکند!تو که باشیچرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ،تو که مال من باشیچرا بخواهم از تو دل بکنم!وقتی محبتهایت ،آن عشق بی پایانتبه من زندگی میدهدچرا بخواهم زندگی ام را جز تو با کسی دیگر قسمت کنم ،چرا بخواهم قلبم را شلوغ کنم؟همین که تو در قلبمی ،انگار یک دنیای عاشقانه در قلبم برپاست ،عشقت در قلبم بی انتهاست !همین که تو در قلبمیبی نیازم از همه کس ،تو را میخواهمو یک کلام فقط تو را ،همین و بس!دلم بسته به دلت ،هیچ راهی نداردحتی اگر مرگ بخواهد مرا جدا کند از قلبت !دیگر تمام شد ،تو در من حک شده ای،ای جان من ،تو همه چیز من شده ای!از نگاهت خواندم که مرا میخواهی ،از آن نگاه شد که در قلب مهربانت گم شدم ،تا خواستم خودم را پیدا کنماسیر شدم ،تا خواستم فرار کنم ،عاشقت شدم!از نگاهت خواندم تو همانی که من میخواهم ،آنقدر پیش خود گفتم میخواهت ،که آخر سر تو شدی مال من ،شدی یار و عشق بی پایان من!از نگاهت خواندم ، چند سطر از شعر زندگی را …نگاهم کردیو خواندی آنچه چشمانم مرا دیوانه کرده است ،و آخر فهمیدی که قلبم تو را انتخاب کرده است!چه انتخاب زیبایی بود ،از همان اول هم دلم به دنبال یکی مثل تو بود ،و اینک پیدا کرده ام تو را ،تویی که دیگر مثل و مانندی نداری،در قلبت جز من ،جایی برای کسی نداری!

متن عاشقانه بلند

جملات زیبا و عاشقانه برای عشق

حـــــــرف بـــــزن…صدایت را دوست دارمبگو…فقط بگوچــه فـــرق دارداز مـــن ،از تـــواز بــــاراندر آغــوشــم بــگــیــرو در گــوشــماز مـــانـــدن بــگـــواز دوستت دارم هایی بگوکه از شنیدنش دلم بریزد !!گـــونـــه هــای خــجــالــتــی ام رنــگ بــگــیــرداز دلبری چشمهایت بگوکه چگونه دلم را هوایی کردهاز هــرچــه خــودت مــیــخــواهـیاز خـــودت بـــگـــوچـــه فــرق دارد از چـــهفـــقــــط بـــگــــوحـــرف بـــزنعاشقانه صدایت را دوست دارم

متن عاشقانه احساسی و بسبار زیبا

وقتی تو باشی ؛ زندگی برایم زیباست ؛ عاشقی برایم با معناست !وقتی تو باشی ؛ قلبم بی آرزوست ، ای تنها آرزوی من در لحظه های تنهایی !وقتی تو عزیز دلم باشی ؛ همدمم باشی ؛ سر پناهم باشی ؛ طلوع آفتاب برایم آغاز یک روز پر خاطره دیگر با تو است !تو هستی ، برای من هستی ، تا آخرش همه هستی ام هستی !!!حالا من هستم و یک عشق پاک در قلبم !وقتی تو باشی ؛ عشق در وجودم همیشه زنده است ، میتپد قلبم تنها برای تو و می گذرد لحظه ها به یاد تو و می ماند برای همیشه یک عشق جاودانه در قلب هایمان !وقتی تو گل من باشی ؛ باغچه خشگ قلبم بهاری می شود ، این دل از عطر و بوی تو پر از محبت و صفا می شود !وقتی تو عشق من باشی ؛ این چشمها برای دیدن تو بی قرار و بی تاب می شود ، حضور تو در کنارم تنها آرزو می شود !وقتی تو همدمم باشی ؛ دیگر تنهایی با من بیگانه می شود ، غم و غصه های دنیا در قلبم فراری می شوند !تو باشی ؛ عزیز دلم باشی ؛ عشقم باشی ؛ دنیا برایمان بهشت همیشگی می شود !وقتی تو باشی ؛ وقتی تو همه زندگیم باشی ، این دل فدای قلب مهربانت می شود ، چشمهایم همیشه منتظر دیدن چهره ماهت می شود !وقتی تو باشی ؛ من نیز هستم ، زیرا تو درون قلبم هستی !پس با من باش ای عشق جاودانه ام ؛ بیا تا با هم بخوانیم ترانه عاشقانه ام را که برای تو سروده ام !ای تو که بی تو بودن برایم خواب همیشگی است !

متن عاشقانه بلند

متن عاشقانه بلند غمگین

‎چند سال دیگر ‎دلت میلرزد

‎برای منی که دیگر تو را در گوشه ترین جای قلبم

‎هر شب میبوسم تا کنار بگذارمت

‎دلت تنگ میشود

‎برای منی که حرفهایت را از لبهایت نه ‎از چشمهایت می خواندم

‎دلت تنگ میشود

‎برای لعنتی ترین دختری که

‎دیوانه وار قلمش را به رقص موهای تو وا میداشت

‎به خداوندی خدا سوگند

‎دلت برای همه ی دیوانه بازی هایم تنگ میشود

‎برای صدایم

‎برای آغوشم

‎برای نگاهم

‎حتی برای گریه هایم

‎قسم

‎قسم به همه ی سیب هایی که در خیالم برایم چیدی

‎دلت تنگ میشود

‎آن روز ‎رو به روی آیینه بایست

‎و ایستاده برای غرورت کف بزن

استاتوس عاشقانه  ◘ متن عاشقانه برای همسر

 

از اینکه در این بخش تاپ ناز همراه ما بودید سپاسگذاری می کنیم. امیدواریم از متن عاشقانه بلند و طولانی لذت برده باشید.

تعداد رای: 0 و امتیازات: 0



منبع خبر

ادامه مطلب

سلبریتی

سریال ریکاوری؛ خلاصه داستان این مجموعه نمایش خانگی و عکس های بازیگران

سریال ریکاوری


سریال ریکاوری داستان سریال و عکس های بازیگران مجموعه نمایش خانگی

هومن برق نورد بازیگر سریال ریکاوری در مورد این سریال در اینستاگرام پستی منتشر کرد.

عرضه سریال ریکاوری در نمایش خانگی

هومن برق نورد با انتشا پستی در اینستاگرام خبر داد که سریال ریکاوری در شبکه نمایش خانگی منتشر می شود. کارگردان این سریال بهادر اسدی، مهرداد نیکنام و تهیه کننده جمال گلی است که بزودی شاهد پخش آن در شبکه نمایش خانگی خواهیم بود.

فیلم کارت به کارت ساخته پیشین بهادر اسدی در مقام کارگردان به نویسندگی مهرداد نیکنام است.

هومن برق نورد، پوریا پورسرخ و محید واشقانی بازیگران مجموعه

هومن برق نورد عکس جدیدش را در کنار پوریا پورسرخ، مجید واشقانی و … منتشر کرد که جزو بازیگران این سریال هستند و نوشت که : ریکاوری به زودی در نمایش خانگی ….

داستان سریال ریکاوری

این سریال در سکوت کامل خبری داره پیش میره به طوری اگه امروز ی لحظه حواسم پرت می شه تو قلاب گیر نمی کرد و دست در می رفت… البته اینو گفتم سر صبح شنبه یک شوخی کرده باشم امیدوارم جمعه خوبی رو پشت سر گذاشته باشین و حسابی خستگی رو در کرده باشین…

اسم سریال جدید نمایش خانگی رو گذاشتن ریکاوری که با استعلامی که ما از فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی گرفتیم می شه بازسازی و باز آفرینی و خیلی سخت نیست از کش لقمه راحت تره… حالا بگید تا جا بیافته…

این سریال رو مهرداد نیکنام با توجه به پولی که بهادر اسدی براش کارت به کارت(اسم فیلم قبلی این دو دوست) کرده داره می نویسه با باقی پول ها هم اسدی داره بازیگر می گیره و راستی پرسپولیس هم قهرمان شد… به امید قهرمانی تیم ملی در جام جهانی که همه خوشخال بشیم…

همچنین دانلود کنید : دانلود آهنگ تیتراژ سریال ریکاوری

 

سریال ریکاوری

بازیگران سریال ریکاوری :

هومن برق نورد، پوریا پورسرخ، مجید واشقانی و عزت مهرآوران جزو بازیگران اصلی این سریال هستند و تا بحال داستان دقیق این سریال منتشر نشده است.

داستان سریال ریکاوری

داستانی است درباره رفاقت، عشق و خیانت بین سه خانواده‌ی بابک، مسعود و سهیل که شرکای کاری و دوستان قدیمی هستند. بابک سردبیر مجله‌ی پرفروشی‌ است و سهیل و مسعود همکاران او در نشریه هستند، هرکدام در زندگی مشترکشان دچار مسائلی شده‌اند و برای فرار زا زندگی روزمره و کاری و چند روز دوری از همسرانشان تصمیم می‌گیرند بدون اطلاع خانواده به سفر مجردی و به اصطلاح خودشان ریکاوری بروند.

سریال ریکاوری

عزت الله مهرآوران ، هومن برق نورد ، مجید واشقانی و پوریا پورسرخ در ریکاوری

عوامل سریال ریکاوری

عوامل ساخت ریکاوری عبارتند از :

تهیه کننده جمال گلی / کارگردان بهادر اسدی / مدیر تصویر برداری حسین قلی پاشا / مدیر صدا برداری هادی افشار / طراح گریم محسن دارسنج / طراح لباس الهام شعبانی / طراح صحنه حمید رفیع نژاد / مدیر تولید بنفشه اسدی.

زمان پخش سریال

نخستین قسمت سریال ریکاوری در 28 تیر سال 1398 منتشر شد.

سریال ریکاوری

عکس بازیگران در صنحه فیلمبرداری سریال

سریال ریکاوری

عکس پوستر فیلم کارت به کارت ساخته بهادر اسدی

سریال ریکاوری

عکس پوریا پورسرخ در پشت صحنه سریال ریکاوری

رونمایی از نخستین پوستر رسمی سریال ریکاوری

تهیه کننده سریال ریکاوری جمال گلی اولین پوستر سریال ریکاوری را منتشر کرد.

سریال ریکاوری

اولین پوستر رسمی سریال ریکاوری

تهیه کننده سریال ریکاوری با انتشار این عکس نوشت :رونمایی از اولین پوستر رسمی سریال ریکاوری … دوستان عزیز لطفا جهت استفاده در صفحات از این پوستر استفاده فرمایید فقط… سپاس.

پروانه نمایش سریال ریکاوری صادر شد و این سریال تا چند روز دیگر در شبکه نمایش خانگی توزیع میشود.

سریال ریکاوری

پوریا پورسرخ ،هومن برق نورد و مجید واشقانی در سریال ریکاوری

 

همچنین ببینید :سریال ساخت ایران 2؛ خلاصه داستا و عکس بازیگران این سریال

تعداد رای: 65 و امتیازات: 2



منبع خبر

ادامه مطلب

سلبریتی

بیوگرافی روزبه حصاری + زندگی شخصی و هنری و عکس همسرش

روزبه حصاری


روزبه حصاری

روزبه حصاری بازیگر سریال روشنایی روز تاریکی شب و سریال سلام آقای مدیر است. در این بخش بیوگرافی کامل روزبه حصاری و اطلاعات زندگی شخصی و هنری روزبه حصاری را می خوانید. در ادامه عکس های او و همسرش را هم گردآوری کرده ایم.

بیوگرافی روزبه حصاری

روزه حصاری متولد 12 بهمن سال 1366 در تهران است. او یک برادر بزرگ تر از خودش دارد. از کودکی له هنر علاقه زیادی داشت و در کلاس های موسیقی و نوازندگی هم شرکت کرد. او فارغ التحصیل رشته مهندسی صنایع است.

او نامزد جایزه بهترین کارگردان شده است و تندیس بهترین بازیگر مرد برای نمایش مرگ در می زند از جشنواره تئاتر امید می باشد.

روزبه حصاری

شروع بازیگری

او دوره های بازیگری را در آموشگاه کارنامه شروع کرد و فعالیت هنری را از تئاتر با نمایش پیتزا جهان شروع کرد. او در نمایش ای معروفی مانند برداشت آزاد، بلاخره این زندگی مال کیه ایفای نقش کرد. او کاگردانی نمایش بن بست به نویسندگی ریچارد پارسونر را هم به عهده داشته است. او در نمایش تقدیربازان به کارگردانی سیما تیرانداز هم ایفای نقش کرده است.

روزبه حصاری

نخستین سریال

نخستین سریال او سیال یاداوری بود. از میان متقاضیان برای بازی در نقش علی اعلایی در سریال یادآوری در سال 1392 به کارگردانی حجت الله قاسم زاده اصل، او انتخاب شد و نخستین تجربه او در تلویزیون بود.

وی همچنین در فیلم «امروز» (۱۳۹۲) به نقش آفرینی پرداخت.

روزبه حصاری

بازی در نقش یک اعدامی

شخصیت او احساسی است و به شدت تحت تاثیر قرار می گیرد. برای بازی در نقش علی در سریال یادآوری که نقش یک فرد اعدامی است تا مدت ها تحت تاثیر این شخصیت قرار گرفته بود. او برای بازی در این نقش تصمیم گرفت که مانند یک فرد اعدامی زندگی کند.

او می‌گوید: اگر می‌خواستم مدام از فرد محکوم به اعدام بپرسم که چه احساسی دارد چون قطعا او زندگی سختی دارد و روبه‌رو کردن مدام او با حس‌هایش و پرسیدن اینکه چه حالی دارد حتما او را بیشتر رنج می‌دهد. بنابراین به مطالعه مصاحبه ها و گپ ها استناد کردم که در اینترنت موجود بود. تعدادی از فیلمهای مربوط به اعدام را هم از طریق اینترنت دیدم. لحظه اعدام علی برایم خیلی مهم بود چون باید آن را برای تماشاگر باورپذیر اجرا میکردم. دیدن این لحظات، حتی وقتی از طریق تلویزیون آن را تماشا کنیم، کار سختی است و خیلی به آدم فشار می آید، چه برسد به اینکه لحظه اعدام را به صورت حضوری ببینیم.

او ادامه می دهد: در مجموع تا مدتها با این فکر که قرار است اعدام شوم از خواب بیدار میشدم و سر صحنه میرفتم. دلیل اینکه این سختی را به جان خریدم به اهدافم در بازیگری برمیگردد. من به عنوان بازیگر راهی را در بازیگری انتخاب میکنم و احتمالا تعدادی هم الگوی خارجی دارم که میدانم فعلا از ما کمی جلوتر هستند. البته خوب است که بدانیم آنها چه میکنند و چگونه به این جایگاه رسیده اند. در پیگیری این راه گرچه واژه ای که میخواهم بگویم تکراری است اما واقعا هنرمندان بحق این جمله را میگویند که ما با نقش زندگی میکنیم و بخشی از وجود ما میشود. اتمسفر اعدام بسیار سنگین بود، ضمن اینکه با کارگردانی دقیق آقای قاسمزاده این فضا سنگین تر شد تا این صحنه کاملا واقعی در بیاید. چوبه دار، ماموران سیاهپوش و … فضای ترس و وحشت را ایجاد کرده بود. طبیعی است قرار گرفتن در چنین صحنه هایی کار سختی است. خانواده ام خیلی با من کنار آمدند. آنها میدیدند که برای نزدیک شدن به نقش در خودم فرو رفته ام. گرچه دیدن و تحمل این روحیات من برای خانواده سخت بود، اما آنها فضا را کاملا فراهم کردند تا به نقش نزدیک شوم.

روزبه حصاری

بازی در نقش های مثبت

به دلیل فرم صورت و میمیک خاصی که دارد بیشتر برای نقش های مثبت و موفق انتخاب می شود ولی خودش می گوید که علاقه دارد در نقش های منفی هم بازی کند.

روزبه حصاری

ازدواج و همسر روزبه حصاری

روزبه حصاری هنوز مجرد است و تنها زندگی می کند. در مورد ازدواج او شایعاتی وجود دارد و شایعه شده بود که با یک بازیگر ازدواج کرده است.

روزبه حصاری روزبه حصاری روزبه حصاری

 ◘ بیوگرافی حسام محمودی

تعداد رای: 0 و امتیازات: 0



منبع خبر

ادامه مطلب
تبلیغات roozbox

نظر شما چیه؟

برترین ها