با ما همراه باشید

آموزش

چگونه فردی روشن فکر باشیم !

بنجامین فرانکلین را همه می‌شناسند،  فردی باهوش- باهوش تر از همسالان خود- اما هوش او به اندازه ای بود که می دانست در همه کار خوب نیست یا به اصلاح خودمان همه فن حریف نیست! به همین دلیل بود هرگاه می خواست در مورد مطلبی اظهار نظر کند میگفت:« ممکن است من اشتباه کنم اما…».

این گفته  سبب می شود فرد راحت تر نقطه نظر خود را اعلام کند و همچنین دیگران کمتر با او مخالفت کنند.  به علاوه،  این مسیر برای فرد باز می‌شود تا ایده های جدید را بپذیرد. تاریخ به ما نشان می‌دهد که مردم تمایل دارند رهبران تجاری و سیاسی آنها افرادی سخن ور، قابل پیش بینی و غیر قابل انکار باشند،  اما تحقیقات نشان می دهند ویژگی مدیریتی که ما امروزه به آنها نیاز داریم چیزی بر خلاف این ویژگی هاست:  خلاقیت و انعطاف پذیری! ما به افرادی مانند فرانکلین نیازمندیم-  یعنی افرادی باهوش و با انگیزه  تا مردم را تشویق کنند کارهای زیادی را انجام دهند، و آنقدر انعطاف‌پذیر باشند که تفاوتها را بپذیرند و اشتباهات خود را قبول کنند و با شرایط پویا سازگار باشند. تغییر روش ها و ذهنیت کار دشواری است و انجام آن در این زمانه ضروری است!  در فرهنگ های محبوب،  ما این نوع انعطاف پذیری را « روشنفکری»  می نامیم  و ادامه حیات تجارتها به رهبرانی بستگی دارد که در تمامی شرایط انعطاف پذیر هستند.  متاسفانه در محیط های آکادمیک مدت‌های مدیدی افراد به بحث در زمینه «روشنفکری» پرداخته اند  واینکه چه مواردی سبب میشوند یک فرد روشنفکر باشد، اما این معیارها قابل اطمینان نیستند. اخیرا روانشناسان روش بهتری را برای توضیح  روشنفکری و تعیین کیفیت آن  در نظر گرفته اند.  هنگامی که محققان مفهوم مذهبی«فروتنی فکری» را به چالش کشیدند موفقیت‌هایی در این زمینه حاصل شد. فیلسوفان به بررسی این امر پرداختند که چرا برخی از مردم به طور احمقانه به باورهای معنوی خود می چسبند و حتی وقتی مدرکی ارائه می‌شود که نشان می‌دهد این باورها درست نیستند باز بر نظر خود پافشاری می کنند و چرا بعضی از افراد  باورهای جدید را به راحتی می پذیرند.   فیلسوفان می گویند فروتنی فکری  واقعیتی است که میان دو نقطه قرار گرفته است : اشتیاق برای تغییر و اطلاعات شما که می گوید نباید این کار را انجام دهید.

در سال ۲۰۱۶،  استادان دانشگاه Pepperdine University مفهوم فروتنی فکری را به چهار مولفه تقسیم‌بندی کردند تا بتوانند آنها را اندازه گیری کنند:

1.احترام گذاشتن به نقطه نظرات دیگران.

2.عدم اطمینان کامل فکری به خود.

3.تفکیک خود شخصی از خود فکری.

4.تمایل برای بازنگری نظرات خود.

شخصی که دارای فروتنی فکری باشد در تمامی این مولفه‌ها نمره بالایی به دست می‌آورد. اما با تقسیم بندی  فروتنی فکری به این مولفه ها  میتوان فهمید وقتی شخصی روشنفکر نیست در کدام یک از این مولفه ها نمره پایینی کسب می کند.  هنوز فیلسوفان بر این مفاهیم تمرکز دارند  و فکر می کنند باید مورد دیگری به این مولفه ها اضافه شود. جیسن باهر از دانشگاه Loyola Marymount می‌گوید:«من هنوز به این مولفه‌ها ایراداتی را وارد می دانم». او  می‌گوید روشنفکری یعنی« اشتیاق به تغییر و با وجود محدودیت ها، حرکتی فراتر از یک پیش فرض شناختی ! تا  شایستگی های لازم بدست آید».

با این وجود دکتر باهر به آزمون ارزیابی شخصیتی پنج مرحله ای اشاره می کند که کمک می کند این فضای خالی را پر کنیم.  این روش به این صورت است که فرد در معرض تجربه ها برای امتحان موارد جدید قرار می گیرد.  اگر قرار گرفتن در برابر تجربه ها  بدین معناست که شما می‌خواهید طعم خاصی را در بستنی امتحان کنید، فروتنی فکری بدین معناست که چیزی را که میخواهید بپذیرید دوست دارید،  در صورتی که شاید  در ابتدا فکر می کردید که دوست ندارید .کسی که در این دو مرحله نمره بالایی می گیرد به حرفهای دیگران گوش می دهد و اهمیتی ندارد که آنها چه کسانی هستند. من در کتاب اخیر خود  Dream Teams این ۲ آزمون را با هم ترکیب کردم- و تحقیقات زیادی را انجام دادم تا همبستگی میان  افراد روشنفکر و روش زندگی آنها را پیدا کنم. نتایج حاکی از آن هستند که بیشتر مردم یعنی 95  درصد از افراد خود را بالاتر از میانگین روشنفکر!! می دانند و مطمئنا این درست نیست!! اما این داده ها نشان می دهند که اغلب رهبران نمیدانند نقاط کور فکریشان چیست. تحقیقات من نشان می‌دهند برخی از فعالیت‌ها سبب می شوند فرد فروتنی فکری بالاتری داشته باشد. مسافرت زیاد و یا حتی زندگی در فرهنگ های خارجی به مدت زیاد سبب می شود افراد نقطه نظرات مختلف را راحت‌تر بپذیرند. این یافته ها  با تحقیقات اخیر اخیر علوم شناختی که چگونه داستان گفتن به ما کمک می کند با دیگران حس همدردی داشته باشیم همخوانی دارد:

Read neuroeconomist Paul Zak’s HBR article on this fascinating subject here.

 

کسانی که زیاد کتاب رمان می خوانند در تست فروتنی فکری نمره بالاتری می‌گیرد زیرا با خواندن رمان مغز آنها یاد گرفته است تجربه دیگران را بپذیرند. تحقیقات در این زمینه همچنان ادامه دارد.

به طور کلی باز اگر کسی در بحث پیروز شود می تواند بگوید:«دیدید گفتم حق با من بود!!!!!!!»

 

از سایت hbr

تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش

پنج روش که به شما کمک می کند تا ایده های خود را مانند یک سخنران انگیزشی ارایه دهید!

اینکه در حال انجام یک مصاحبه کاری هستید و یا می خواهید ایده محصول جدیدی را به رئیس خود ارائه دهید و یا استارتاپ خود را در برابر سرمایه گذاران معرفی کنید مهم نیست، اینکه بتوانید کاری کنید تا آنها شما را باور داشته باشند تضمین کننده موفقیت شماست.

اگرچه گفتن این مطلب راحت تر از انجام آن است اما من  به عنوان یک سخنران انگیزشی که به کنفرانس های گوناگونی رفته ام، متوجه شدم که اگر از برخی نکات کلیدی استفاده کنید می توانید ایده های خود را به دیگران عرضه کنید. سخنرانان انگیزشی در انتقال ایده های خود موفق هستند. در ادامه راهکار هایی مطرح می شوند که شما را به موفقیت در این مسیر نزدیک می کنند.

1.بر شنوندگان خود تمرکز داشته باشید، نه بر خودتان!

سخنرانان دقیقا می‌دانند که شنوندگان آنها چه کسانی هستند.  به همین دلیل آنها شناخت شنوندگان را در اولویت کار خود قرار می‌دهند.   اگرچه این کار زمان‌بر است اما شناخت نیازها و ترجیحات  شنوندگان این امکان را برای شما فراهم می سازد تا ببینید آیا شنوندگان با اهداف شما همخوانی دارند یا خیر.  این امر در فروش بسیار حیاتی است.

2.از داستانهای الهام بخش استفاده کنید

سخنرانان می‌دانند برای آن که شنوندگان را وارد بحث خود کنند  باید از ابزارهای دیداری و زبان بدن استفاده کنند.  علاوه بر این آنها می توانند داستان های الهام بخش بگویند. هنرمند داستان سرایی متیو لان در سخنرانی خود به این مطلب اشاره می کند که «هنر قصه گویی» و بیان داستان های الهام بخش سبب مطرح شدن ایده های انها می شود. او می گوید بعد از ده دقیقه شنوندگان تنها پنج درصد از حرفهای شما را به یاد خواهند آورد. با این وجود؛ هنگامی که اطلاعات را در داستان به اشتراک می گذارید این تاثیرگذاری به 65 درصد می رسد.  همچنین داستان ها این قدرت را دارند ارتباط احساسی میان شنوندگان ایجاد کنند. لان توضیح می دهد:«وقتی داستانی تاثیر گذار مطرح می شود انسان ها با آن ارتباط برقرار می‌کنند و به آن ایمان می‌آورند». با اینکه داستان های الهام بخش تاثیرات زیادی دارند، اما مطمئن شوید که داستان‌های شما این سه مولفه  را دارند: قلاب، تعهد، و نتیجه نهایی! قلاب توجه آنها را می گیرد، تعهد سبب تغییر شنوندگان شما خواهد شد و نتیجه نهایی تاثیر آخر را بر آنها می گذارد.

3.حس اضطراب ایجاد کنید

هنگامی که میخواهم سخنرانی برگزار کنم با محدود کردن دسترسی آن حس اضطراب را درشنوندگان به وجود می آورم. زیرا اغلب افراد تمایل دارند به سمت چیزهایی بروند که در دسترس نیستند.  تاکتیک مفید دیگر برای ایجاد حس اضطراب اشاره به این مطلب است که پیام شما در حال حاضر اهمیت دارد. به طور مثال:  با رشد هوش مصنوعی، من می خواهم در مورد این مطلب صحبت کنیم که چگونه برند ها می توانند در محصولات خود از هوش مصنوعی استفاده کنند تا تعاملات بهتری با مشتریان خود داشته باشند!!!

روشهای متفاوتی برای ایجاد حس اضطراب وجود دارد.  مثلا می توانید با گذاشتن تاریخ پایان این حس را ایجاد کنید.

4.خودتان باشید

مهم نیست که شما با چه کسی صحبت می کنید مسئله مهم این است که شنوندگان از شما اعتبار می خواهند.  سعی کنید با آنها صادق باشید و آنها را فریب ندهید.  هنگامی که می خواهید پیام خود را با توجه به نیازهای شنوندگان خود تغییر دهید باید احساس راحتی را در آنها به وجود بیاورید. لاری وینگر می گوید:«ویژگی منحصر به فرد خود را پیدا کنید و از طریق آن ایده های خود را به دیگران انتقال دهید اینگونه موفقیت شما تضمین میشود».

5 .برای خود اعتبار کسب کنید و به راه خود ادامه دهید

آیا تا به حال متوجه شده اید که افراد دیگری با احترام سخنرانان حرفه ای را معرفی می کنند. اینکار یعنی کسب اعتبار! سخنرانان حرفه ای اغلب با نوشتن مقالات، انتشار ویدیو و مصاحبه ها اعتبار کسب می کنند. همچنین آنها باید این مسیر را ادامه دهند.  شما باید این حس را در شخص مقابل خود به وجود بیاورید که قابل اطمینان هستید و می توانید مشکلات را حل کنید. مطرح کردن ایده‌ها به معنای یک ارائه پر زرق و برق و یا بیان انتظارات دست نیافتنی نیست ، بلکه باید سعی کنید از لحاظ عاطفی با شنوندگان خود ارتباط برقرار کنید و اگر بتوانید این کار را انجام دهید  می توانید از ایده های خود حمایت کنید.

از سایت forbes

ادامه مطلب

آموزش

چگونه بازبرخوردهای منفی در محیط کاری شما را در مسیر موفقیت قرار می دهند!

افراد کمی هستند که از شنیدن بازخوردهای منفی در مورد خودشان خوشحال می شوند. بازنگری سخت گیرانه عملکرد کاری یا توبیخ شدن به خاطر یک اشتباه وضعیت کاری شما را به چالش می کشد و احساس خجالت و خستگی را در شما به وجود می آورد.  این باز برخورد از طرفی می‌تواند ابزاری باشد که به رشد شما کمک میکند، و از طرفی دیگر می‌تواند سبب  خستگی و ناتوانی کاری شما شود.

دلایل خوبی در پشت این بازبرخوردهای منفی وجود دارند که می توانند به شما کمک کنند از آنها استفاده کنید.

بازبرخورد منفی:

 خلاقیت شما را افزایش می دهد

خستگی و ناراحتی ناشی از دریافت یک بازبرخود سخت می تواند به رشد خلاقیت افراد کمک کند. در سال 2013، محققان در دانشگاه کلمبیا متوجه شدند که میان بیان نقاط ضعف و ایرادات افراد و رد شدن اجتماعی که نتیجه یک باز برخورد منفی است، رابطه مستقیمی وجود دارد. در حالی که این موضوع برخلاف روال معمول به نظر می آید،  اما انسان ها هنگامی که احساس میکنند  در خطر هستند برای حفظ خود خلاقانه ترین کارها را انجام می دهند!.

یک مورد در این زمینه:  گروهی از جوانان حرفه ای بعد از دریافت انتقادات در مورد مهارت های سخنرانی در عموم با یکدیگر به رقابت پرداختند تا ببیند چه کسی می تواند خلاقانه ترین کلاژ را طراحی کند. افرادی که این انتقادها را گرفته بودند توانستند کار های واقعی تر و رنگی تری را تولید کنند. شکی وجود ندارد که شوک و ناراحتی دریافت  باز برخورد منفی به آنها کمک کرده بود تا تمرکز خود را برای تولید برنامه های خلاقانه بیشتر کنند.

به یادگیری کمک می کند

باز برخورد منفی به شما کمک می کند تا بیشتر بیاموزید،  به ویژه زمانی که این باز برخورد را خودتان گرفته باشید.  در سال ۲۰۱۴ تحقیقی از سوی زنگر فولکمن صورت گرفت و در این تحقیق تقریبا نزدیک به ۱۰۰۰ نفر از کارمندان گفتند که ترجیح می‌دهند باز برخورد منفی را در محیط کاری خود بگیرند زیرا بازبرخورد منفی  بیشتر از باز برخورد مثبت به رشد کاری آنها کمک میکند. وقتی از آنها سوال پرسیده شد مواردی را که به پیشرفت کاریشان کمک می کند نام ببرند ۷۲ درصد از آنها پاسخ دادند که باز برخوردی که از رئیس شان می گیرند حتی اگر منفی باشد بیشتر از موارد دیگر به پیشرفت کاریشان کمک می کند.  ممکن است مدیران دوست نداشته باشند که به کارمندان خود باز برخورد بدهند اما کارمندان آنها دوست دارند این باز برخورد را بگیرند!

افراد حر فه ای بازبرخورد منفی را ترجیح می دهند

این امر  در مورد افراد با تجربه که کارهای سختی را انجام میدهند کاملاً درست است.  با توجه به دانش و مهارتی که کارمندان حرفه ای دارند الزاما به دنبال تایید نیستند ، بلکه می خواهند مسیر بهتر را انتخاب کنند. بر خلاف کارمندان تازه کار که به دنبال تایید دیگران هستند کارمندان حرفه ای به این نوع تایید ها اهمیتی نمی دهند. در سال  2011، محققان  دانشگاه شیکاگو به این موضوع پی بردند که دانشجویان پیشرفته در رشته ادبیات فرانسه استادانی را که رویکردی سخت تر برای یادگیری دارند بیشتر از استادانی که رویکرد آرام تری دارند، می پسندند.

در تحقیقی مشابه محققان متوجه شدند ناخن کاران حرفه ای- کسانی که از محصولات چندگانه ناحن استفاده می کنند و در ماه مدت بیشتری را در سالن می گذرانند- بیشتر به دنبال دریافت بازخوردهای منفی هستند و بیشتر به این بازبرخوردها توجه دارند.

کار شما را در مسیر پیشرفت قرار می دهد

همان اندازه که برقراری ارتباط مثبت با رئیس تان می‌تواند  عملکرد شما را بهبود بخشد،  باز برخورد منفی نیز می تواند نتایج خوبی را که به آن احتیاج دارید برای شما به ارمغان بیاورد.  هر چقدر که بازبرخوردهای کاری افزایش یابد آگاهی شخصی نیز بالاتر می رود و الگوی رفتاری تغییر می کند.  این امر نه تنها به موفقیت افراد کمک می کند بلکه تغییرات مثبتی را در محیط کاری به وجود می آورد.  به طور مثال بخش Cleveland Clinic متوجه شد به خوبی در صنعت بهداشت و سلامتی عمل نمی کند، با بررسی این بازبرخورد منفی نقلط ضعف خود را برطرف کرد و اکنون 4000 بیمارستان در کل کشور دارد!

اگرچه شنیدن بازبرخوردهای منفی کار ساده ای نیست، اما آنها به شما کمک می کنند تا کارآیی خود را افزایش دهید!!!!

از سایت inc

 

ادامه مطلب

آموزش

ساعات کاری انعطاف پذیر مانع از فرسودگی کاری کارمندان می شود!

امروزه فرسودگی کاری کارمندان برای همگان و حتی شما به مشکل بزرگی تبدیل شده است .

نتایج این فرسودگی چیست؟

  • تاثیرات منفی بر عملکرد کاری،
  • تنش و جدایی از فرهنگ کاری،
  • و حتی خطر مرگ کارکنان!

اغلب کمپانی ها تلاش می‌کنند این موضوع را نادیده بگیرند. ما در کمپانی خود بخش « شادی آفرینی»  دایر کردیم و این امکان را به تیم کاری خود داده ایم تا در کنار کار بتوانند به مسافرت بروند،  به یکدیگر عشق بورزند و  زمانی داشته باشند تا کارهایی را که برایشان مهم است انجام دهند.  این کار نتایج بلندمدت خوبی را برای ما به ارمغان آورده است و سبب شده است مهارت ها و استعدادهای تیم کاری ما رشد کند و همین امر به رشد کمپانی ما نیز کمک کرده است. فکر می کنید که فرسودگی کاری اکنون در کمپانی شما در حال رخ دادن است؟  مطالعه ای در سال ۲۰۱۸ در دانشگاه ییل  نشان داد که ۲۰ درصد از کارمندان برتر کمپانی ها از لحاظ روحی و بدنی بسیار خسته بودند.  ساعات کاری انعطاف پذیر می تواند فرسودگی کاری را از بین ببرد.  در ادامه به اثراتی که انعطاف پذیری زمانی بر نحوه عملکرد کارمندان می گذارد، می پردازیم.

1.وقفه های کمتر در حین انجام کار

یکی از بهترین کتاب هایی که در حوزه روانشناسی مثبت گرا خوانده ام از Mihaly Csikszentmihalyi  نویسنده کتاب پرفروش The Psychology of Optimal Experience بود. او اصطلاح« جاری بودن»  را در  کتاب خود به کار برده بود.   این اصطلاح به ورزشکار یا هنرمندی برمی‌گشت که « در محدوده خود»  تحت فشار کاری بود اما این فشار به گونه ای بود که او احساس خوشایندی داشت و هیچ چیز نمی توانست او را متوقف کند.  در روزهای اولیه کار در شرکت زاپوس که میخواستیم بخش «شادی آفرینی» را راه اندازی کنیم،  متوجه شدیم «جاری بودن» بر عملکرد مثبت شرکت تاثیر مستقیمی دارد.  محیط کاری باید به گونه ای باشد که کارمندان جاری باشند و  حس جاری بودن نتیجه ساعات کاری انعطاف پذیر است. اگر این شرایط قرار باشد به طور متوسط ۲۵ دقیقه طول می کشد تا شخصی که  در کار خود وقفه ایجاد کرده است به کارش بازگردد.  اگر برنامه ریزی بهتری داشته باشید می توانید این زمان را به ۱۰ دقیقه کاهش دهید. همین امر به موفقیت شرکت شما کمک خواهد کرد.

2.تنظیم واقعی و مناسب ساعات کاری و زندگی شخصی

نتظیم مناسب ساعات کاری با زندگی شخصی در زمانی که تحت فشار  هستید کاری غیر ممکن است.  بر طبق تحقیقی که در سال ۲۰۱۵ بر روی 1000  کارمند تمام وقت صورت گرفت،  ۳۲ درصد از آنها اعلام کردند که در ۶ ماه گذشته  تعهدات کاری شان بر تعهدات شخصی شان اولویت داشته است. ما در بخش «شادی آفرینی» در کمپانی خود تلاش می‌کنیم تا کارمندانمان برنامه کاری انعطاف پذیری داشته باشند.  پدر و مادرها می‌توانند تماس تلفنی با فرزندانشان داشته باشند،  کارمندان بیمار بدون نگرانی می توانند پیش دکتر خودشان بروند و همگی ما زمان کافی داریم تا برنامه های شام مان را داشته باشیم.  این انعطاف پذیری این فرصت را برای کارمندان فراهم می کند تا بتوانند برای جنبه های دیگر زندگی شان وقت بگذارند. وقتی کارمندان سلامتی روحی و جسمی داشته باشند می‌توانند بهتر کار کنند و همین امر سبب می‌شود چهار برابر کمتر از کارمندان دیگر احساس فرسودگی داشته باشند.

3.انگیزه برای نشان دادن توانایی ها و ادامه کار

اگر کارمندان شما این احساس را داشته باشند که تنها دلیلی که آنها را سرکار نگه میدارد پول است،  انگیزه دادن به آنها برای مدت طولانی بسیار دشوار خواهد بود.  انگیزه هایی مانند پاداش می توانند برای مدت کوتاهی آنها را در روند پیشرفت شرکت قرار دهند. برای اینکه نوآوری داشته باشید به زمان بیشتری نیاز دارید. تحقیقی که در سال ۲۰۱۵ صورت گرفت نشان داد ۸۲ درصد از کارمندان می‌گویند اگر ساعات کاری انعطاف پذیری داشته باشند وفاداری بیشتری به کار خود  خواهند داشت و نیمی از کارمندان کار خود را برای داشتن کاری با ساعت انعطاف پذیر تغییر میدهند.

ساعات کاری انعطاف پذیر سبب افزایش میزان بهره وری و پیشرفت کمپانی شما خواهد شد.

از سایت inc

 

ادامه مطلب
تبلیغات roozbox

نظر شما چیه؟

برترین ها